السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
680
تفسير الميزان ( فارسي )
ميمون و خوك مسخ شدن ، و با صاعقه و عذاب آسمانى معذب نمودن ، محكومشان نمود . سپس در خاتمه سوره ، به همين مطالب برگشته ، بعد از بيان وصف رسول و مؤمنين به او مىفرمايد : اينها بر خلاف آنان هستند ، اينان هدايت و ارشاد خدا را تلقى به قبول و اطاعت كرده ، به خدا و ملائكه و كتب و رسولان او ايمان آوردند ، بدون اينكه ميان هيچ يك از پيامبران فرق بگذارند ، و با اين طرز رفتار ، موقف خود را كه همانا موقف بندگى است كه ذلت عبوديت و عزت ربوبيت بر آن احاطه دارد ، حفظ كردند ، چون مؤمنين در عين اينكه به تمام معنا دعوت حق را اجابت كردهاند ، به اين مطلب اعتراف دارند كه از ايفاى حق بندگى و اجابت دعوت خدا عاجزند ، چون اساس و پايه هستيشان بر ضعف و جهل است . و به همين جهت گاهى از تحفظ نسبت به وظائف و مراقبت از آن كوتاهى مىكنند ، يا فراموش مىكنند ، يا دچار خطا مىشوند ، و يا در انجام واجبات الهى كوتاهى نموده ، نفسشان با ارتكاب گناهان به ايشان خيانت مىكند ، و ايشان را به ورطه غضب و مؤاخذه خدا نزديك مىسازد ، همانطور كه اهل كتاب را قبل از ايشان به آن نزديك ساخت ، از اين جهت به ساحت مقدس خدا و به عزت و رحمت او پناه مىبرند از اينكه ايشان را در صورت خطا و نسيان مؤاخذه فرمايد ، و درخواست مىكنند به خاطر خطا و نسيان ما را به تكاليف دشوار مكلف مفرما ، و به عذابهايى كه طاقتش را نداريم معذب مدار ، و ما را عفو كن ، و بيامرز ، و بر قوم كفار پيروز كن . پس اين است آن معنايى كه آيات مورد بحث در صدد بيان آن هستند ، و بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد ، همين معنا موافق با غرضى است كه آن را دنبال كرده ، نه آن معنايى كه مفسرين براى آيه كرده و گفتهاند ، مضمون اين دو آيه وابسته و مربوط به مضمون آيه قبل است ، مىخواهد آيه قبل را كه مشتمل بود بر تكليف طاقتفرسا و ما لا يطاق ، نسخ كند ، آيه اولى يعنى « * ( آمَنَ الرَّسُولُ ) * . . . » حكايت گفتار مردمى است كه به ما لا يطاق مكلف شدهاند ، و آيه دومى ناسخ آن تكليف است . آرى گفتار ما با رواياتى هم كه در شان نزول سوره وارد شده ، مناسبتر است ، چون در شان نزول گفتهاند : اين سوره در مدينه نازل شد ، زيرا هجرت رسول خدا ص به مدينه و مستقر شدنش در آن شهر مقارن است با استقبال كامل مؤمنين آن شهر ، كه انصار دين الهى بودند ، و با جان و مال خود به نصرت رسول خدا ص قيام كردند ، و نيز مقارن بود با از خودگذشتگىهاى اهل مكه ، كه به خاطر خدا دست از زن و فرزند و مال و وطن خود شستند ، و به رسول خدا ص پيوستند ، چنين موقعيتى ايجاب مىكرد كه خداى